ميكرو
ما كه بجه بوديم تابستونا كارمون شده بود بازي با ميكرو ، سگا ، سوني و .... بازياي قارچ خور و هواپيما و بمب و تفنگ و ... يادش بخير .
اين روزا كه ما خونه مامان هستيم ، بابا مرتضي بعد از تفحص از انباري خونه مامان تونست يه وسيله بازي براي علي پيدا كنه . ميدونيد چي بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ميكرو
اول همه فكر ميكردند خرابه . اما از اونجا كه بابا يه مهندس تمام عياره ، بازش كرد و درستش كرد . بعد اون هم همگي نشستيم بازي . ميدونيد چه جوري ؟ يه دسته بازي دست علي و با اون دسته ديگه خودمون بازي ميكرديم . طفلي علي فكر ميكرد اين خودشه كه بازي ميكنه .







مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




ميكرو
